تبليغاتX
>

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان

كلبه سيد



+ نوشته شده در  جمعه پنجم خرداد 1385;ساعت 4:5 AM;  توسط سيد علي ;  | 

ايليان اسپلوند آخرین بازمانده  كشتي  تايتانيك  روز شنبه  در

سن 99 سالگی در خانه اش در ایالت ما سا چو ست آمريكا  در

گذشت . به  گزارش خبرگزاری فرانسه  كليساي  محل  زندگی

این  آخرین  بازمانده  تايتانيك اعلام  كرد  ايليان اسپلوند 99  ساله  شنبه 6  ماه  مي  برابر  با 16 اردیبهشت 1385 

 در خانه اش  درگذشت  ايليان اسپلوند  در زمان  غرق  شدن

كشتي  تايتانيك  5  ساله  بود  و در این  حادثه  پدر  و سه

برادر خود از جمله  برادر دو قلويش را از دست داد . وی  كه

سالها  مامور يك  شرکت  بیمه  بود  در  سال 1971  باز

نشسته شد .

+ نوشته شده در  جمعه پنجم خرداد 1385;ساعت 4:5 AM;  توسط سيد علي ;  | 

مي رسد به گوش من زراه دور

بانگ گرم آشناي نا شناس

اين صداي ، صداي كيست

اين نواي پر طنين دلرباي كيست

 

در صداي او

عطر دلفريب آشنايي است

در كلام او

قصه هاي شهرزاد روشنايي است

 

بانگ نرم اوست

از شراب بوسه هاي عاشقانه گرم تر

دلربا طنين گرم اوست

از حرير غنچه هاي نو شكفته نرم تر

 

در نواي او

هايهاي گريه است و آيه هاي غم است

اين نوا نواي قدسي فرشته هاست

اين صدا صداي بي گناه مريم است

 

اي اميد ناشناس من !

با صداي خود ، مرا به عاشقي كشانده اي

وز نواي دلپذير  و گرم

بذر عاشقي به سينه ام فشاندهاي

 

نا شناس آشناي من

چون به گوش من رسيد صداي تو

مي جهد زسينه ي پر آتشم شراره ها

تا پيام عاشقانه مي دهي

مي چكد ز واژه ها به جان من ستاره ها

 

آشناي  نا شناس من ‌!

در سكوت خلوتم چو مرد نقشگر

با صفاي آب و رنگ اشك ها و عشق ها

در نهايت طراوت و صفا كشيدمت

عاشقانه با هزار شور  و وسوسه

بوسه ربودم از لبت ولي نديدمت  !

+ نوشته شده در  جمعه پنجم خرداد 1385;ساعت 4:0 AM;  توسط سيد علي ;  | 

مرگ عارفانه یک وبلاگ نویس سلام

امروز یک متن دیدم با عنوان مرگ عارفانه یک وبلاگ نویس:

ایلیا پطروسیان نویسنده وبلاگ « لوح دل» در ایام شهادت حضرت علی علیه السلام بر اثر سانحه رانندگی جان خود را از دست داد.
وی که به همراه خانواده خود شش سال پیش در شب 21 ماه رمضان در مسجد جمکران به دین مقدس اسلام گرویده بود ، سرگذشت عجیبی پشت سر گذاشت.

ایلیا چند روز قبل از درگذشت خود ، وصیت کرد که هیچ مجلس بزرگداشتی برایش برگزار نشود و مخارج آن را صرف کارهای خیریه کنند. نکته جالب توجه وصیت وی ، دفن جنازه اش در منطقه شلمچه می باشد.
دوستان ایلیا هنوز هم در بهت عروج عارفانه و عجیب وی هستند. ایلیا در روز تولد مجددش و در همان راه یعنی شب 21 ماه مبارک رمضان و در مسیر مسجد مقدس جمکران بر اثر سانحه رانندگی جان خود را از دست داد.
آخرین یادداشت وی در وبلاگش چنین است :

بسوزان هر طـــريقي مي پسندي
کــه آتش از تو و خاكــــستر از من
بكش چون صيد و در خونم بغلطان
تـــــماشا كـــردن از تــو پرپر از من
ندارم چون متاعي ديگر اي عشق
بگيــــر انگشت و اين انگشتر از من
مـــرا كـــن زائــــر بـــاباي زيـــــنب
كه خـون ســر از او چـشم تر از من

http://louhedel.parsiblog.com

روحش شاد یادش گرامی

+ نوشته شده در  جمعه پنجم خرداد 1385;ساعت 3:59 AM;  توسط سيد علي ;  | 

دوباره  شب  شد  و من   بیقرارم

كانك  كن ،  زود بيا ، در انتظارم

بيا   من  آمدم   پاي   مسنجر

شدم   مسحور  آوای   مسنجر

بيا  هارد  دلت  را  ما  ببینیم

گلی  از کنج  هوم  پيجت  بچینیم

بيا  آيكون   نمای   بي  نشانم 

كه  من  جز آدرس   ميل ات  ندانم

بيا  امشب  كمي  آن  لاين  باشیم

ويا  تا  صبح ،  تا  سان  شاين  باشیم

بيا  "فرهاد"  بي  تو  باز غش  كرد

و حتی هارد  ديسكم  هم  كرش  كرد

بيا  اي  عشق  دات كام  عزیزم

به  پاي  تو  دبليوها  بریزم

مرا  در انتظار خويش  مگذار

و  يا  زاندازه  آن  بیش  مگذار

بيا  اي  حاصل  سرچ  جهانی

بيا  اجرا  كن  آن  فایل  نهانی

بيا  در دل ، تو  را  كم  دارم  امشب

حدوداً   صد  مگي  غم  دارم  امشب

اگر  آ يي  دعایت   مي نمایم

دعا  تا  بي نهایت   مي نمایم

اگر  آ يي  دعای  من  همين  است

ويا  نقل  به  مضمون اش ! چنین است

مبادا  لحظه اي  دي  سي  شوي  يار

جدا از  پاي  آن  پي  سي  شوي  يار !

مبادا  نام  ما  را  پاك  سازي

و  كاخ  آرزو  را  خاك  سازي

بمان  تا  جاودان  اندر  دل  من

بمان  تا  حل شود هر مشکل  من .

+ نوشته شده در  جمعه پنجم خرداد 1385;ساعت 3:58 AM;  توسط سيد علي ;  |