الهم عجل لوليك الفرج
سلام
ای سفر کرده ،بیا
بی تو گلبوته ی عمرم پژمرد
بی تو جانم فرسود
تکچراغ شب بختم افسرد .
*
ای سفر کرده ، سفر کرده ،سفر کرده ی من
دل من رفته زدست –
چشم من مانده به راه –
منم و موی سپید –
منم و روز سیاه .
*
هر شب مهتابی –
ماه در دیده ی من فانوسیست –
که سر راه تو می آید باز
به امیدی که بیایی شاید-
زین ره ِ دور و دراز .
*
هر شب مهتابی –
کهکشان در نگهم جاده ی سیم اندودیست-
که برای تو چنین رخشنده است –
که برای تو چین تابنده است
ای سفر کرده ی ما
پای بگذار بر این جاده ی سیمین و بیا .
*
هر شب ِ مهتابی-
هر ستاره به نظر دانه مروارید یست
که فرو ریخته از رشته ی گردنبندی .
یا چو شمعیست که افروخته حاجتمندی .
*
زیر لب می گویم :
این همه مروارید –
وین همه شمع و چراغ –
همره آینه ی روشن ماه –
دختر شب به سر رهگذر ت آورده است
یا به خشنودی این مژده که بر می گردی –
آسمان ،خانه ی نیلینه چراغ کرده است .
*
ای سفر کرده ،بیا
بی تو من هستم و من
منم و تنهایی .
بی تو در خلوت دیای سکوت –
گل آغوش کنم دختر رویای تو را -
می کشد بر در و دیوار دلم
دست نقاش خیال –
طرح زیبای تو را .
دیده هر سو فکنم پیش نظر می بینم –
گل سیمای تو را
خویش را با تو در آیینه ی دل می نگرم
چشم بر چشم و نگه بر نگه و روی بروی
ناگهان می یابم –
آشنا بر لب خود مخمل لبهای تو را .
*
ای سفر کرده ، سفر کرده ، سفر کرده بیا
بی تو گلبوته عمرم پژمرد
بی تو جانم فرسود
تکچراغ شب بختم افسرد .
ای سفر کرده بیا
ای سفر کرده بیا
برگرفته از مجموعه شعر {سرود قرن } (استاد مهدی سهیلی)


